عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

26

كشف الحقايق ( فارسى )

كردند جمله بر خلاف يكديگر اعتقاد كرده بودند جمله يكديگر را منكر شدند و دليل گفتن آغاز كردند و در اين معنى كاغذها سياه كردند و كتابخانه‌ها « 1 » پر كردند و قرآن و احاديث را آنچه موافق اعتقاد ايشان بود تأويل كردند و به اعتقاد خود راست كردند و هر چه را تأويل نتوانستند كرد آن را « متشابه » نام نهادند و گفتند : ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ « 2 » و بر اينجا وقف لازم كردند و از : وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ « 2 » ابتدا كردند . مىبايست كه اعتقاد خود را بر قرآن و احاديث راست كردندى ايشان برعكس كردند پس هركه از انصاف « 4 » تأمل كند و تقليد و تعصب را بگذارد بيقين داند كه اين جمله اعتقادات كه دارند نه بدليل نقلى و نه بدليل عقلى درست است زيرا كه دلايل نقلى و عقلى مقتضى يك اعتقاد بيش نباشد پس اعتقاد جمله به دلايلست « 5 » و جمله مقلدند و از مقلد كى روا باشد كه ديگرى را گويد كه او گمراه و كافر است زيرا كه در نادانى همه برابرند و از يكديگر قبل الدليل اولى نيستند . فصل بدان اى درويش كه هركه در چنين وقت افتد كه اعتقادات بسيار و اختلافات بيشمار باشد و در آن شهر و در آن ولايت دانايى نباشد مذهب مستقيم آنست كه دوازده چيز حرفت خود سازد كه اين دوازده حرفت دانايانست و سبب نور و هدايتست : اول - آنكه با نيكان صحبت دارد . دوم - آنكه فرمانبردارى ايشان كند . سيم - آنكه از خداى راضى شود . چهارم - آنكه با خلق خداى صلح كند . پنجم - آنكه آزار بخلق خداى نرساند . ششم - آنكه اگر تواند راحت رساند . اين شش چيزست - التعظيم « 6 » لامر اللّه و الشفقة على خلق اللّه .

--> ( 1 ) - كتب‌خانه‌ها ( 2 ) - آل عمران 6 ( 4 ) - از سر انصاف ( 5 ) - پس اعتقاد جمله بلا دليل است و جمله مقلدانند ( 6 ) - معناى التعظيم